تحولات منطقه

 باز هم در خیابان امام رضا(ع) مشهد صدای سنج و دمام عزا بلند شده و این بار شهیدی را آورده‌اند که سال‌ها در خیابان‌های دمشق و حلب سوریه به دنبال شهادت می‌گشت.

بدرقه جانباز دیروز و شهید مدافع امنیت امروز تا بهشت هشتم
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

باز هم در خیابان امام رضا(ع) مشهد صدای سنج و دمام عزا بلند شده و این بار شهیدی را آورده‌اند که سال‌ها در خیابان‌های دمشق و حلب سوریه به دنبال شهادت می‌گشت؛ اما با مدال جانبازی به کشور برگشته بود؛ شهید جانباز مهدی ظریف اکنون پس از سال‌ها چشم‌انتظاری و دلتنگی برای رفقای شهیدش، در آن‌ شب‌های پر التهابی که فتنه آمریکایی-صهیونی در مشهد به‌ پا کرده بود، در دفاع از امنیت شهر با تیر منافقان مجروح شد و پس از چند روز به دلیل شدت جراحات به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
دیروز در خیابان امام رضا(ع) رفقا و همشهریانش آمده بودند که پیکر مطهر این شهید را تا خانه ابدی‌اش در جوار امام مهربانی‌ها بدرقه کنند.
ساعت ۱۴ بود و جمعیت در چهارراه دانش جمع شده بودند و کم‌کم بر تعداد تشییع‌کنندگان افزوده می‌شد. جایگاهی با پس‌زمینه پرچم ایران در خیابان برپا شده بود. میان جمعیت حاضر در خیابان، پرچم ایران و عکس شهید توزیع می‌شد. گوشه‌ای از خیابان هم گروه سنج و دمام در حال کوک کردن ساز و هماهنگی بودند.
مراسم با خواندن آیاتی از کلام‌ الله مجید توسط حمید شاکرنژاد به ‌صورت رسمی آغاز شد. این قاری بین‌المللی قرآن آیات ۶۹ و ۷۰ سوره نساء را تلاوت کرد؛ آنجا که خداوند متعال می‌فرماید: «و کسانی که از خدا و پیامبر(ص) اطاعت کنند، در زمره کسانی از پیامبران و صدیقان و شهیدان و شایستگان خواهند بود که خدا به آنان نعمت داده و اینان نیکو رفیقانی هستند. این بخشش و فضلی از سوی خداست و کافی است که خدا داناست».
در ادامه نیز آیه ۱۶۹ سوره آل‌عمران را در وصف شهدا خواند که خداوند می‌فرماید: «هرگز گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شدند، مردگان‌اند؛ بلکه زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند».
در ادامه، پس از پخش سرود ملی ایران و خواندن صلوات خاصه امام رضا(ع) توسط مداح اهل بیت(ع)، این خادم رضوی در وصف این روزها شعری خواند و مردم یک بیت آن را با او تکرار کردند: «تا صبح ظهور پای تو می‌مانیم/ جمهوری اسلامی ایرانی ما»
این مداح اهل بیت(ع) برای منافقان داخلی و دشمنان خارجی رجزخوانی کرد: «به هوش باش که این مملکت خدا دارد/ به شانه‌اش علم حضرت رضا(ع) دارد».
با ذکر «لبیک یا حسین(ع)» خودرو حامل پیکر شهید وارد جمعیت شد و حال و هوای مردمی که آمده بودند تا رفیق و فرزند خود را تا بهشت هشتم بدرقه کنند، آسمانی شد و اشعار مداح اهل بیت عصمت و طهارت(ع) نیز به خواندن اوصاف شهدا تغییر کرد: «راه تو راه حسین بن علی(ع)/ راه شاه سر جدا بود شهید»
همچنین علی ظریف، پسر نوجوان شهید مهدی ظریف به جایگاه رفت و گفت: طبق آیاتی که امروز قاری قرآن تلاوت کرد، پدر من زنده است و حضورش را احساس می‌کنم. پدرم برای این مملکت و غیرتی که داشت و برای حجاب و وطن به مقام شهادت رسید. اگر گریه‌ای از من می‌بینید از غم نیست؛ بلکه به حال پدرم غبطه می‌خورم.
این فرزند شهید که حتی لباس مشکی عزا بر تن نکرده بود، در ادامه، شعری در وصف حال پدرش خواند: «ز دوری شهدا بغض در گلویش بود/ همیشه عکس شهیدان روبه‌رویش بود/ چقدر گریه و ناله، چقدر حسرت و آه/ به چهره‌اش غم و بغض در گلویش بود/ شهید راه حرم یا شهید امنیت/ چه فرق می‌کند، این‌گونه آرزویش بود».
در ادامه، حجت‌الاسلام سید اسماعیل حاتمی پشت تریبون رفت و از مقام شهدا و معامله آن‌ها با جان و مالشان سخن گفت. او که سخنران مراسم محرم بود که شهید مهدی ظریف یکی از بانیان آن به شمار می‌آمد، شهادت داد این شهید بزرگوار با جان و مال خود در راه خدا جهاد کرده است.
حجت‌الاسلام حاتمی در پایان و در حضور پدر و فرزند شهید ظریف روضه حضرت علی‌اکبر(ع) را خواند و صدای ناله و گریه جمعیت در غم عزای جوان رعنای امام حسین(ع) بالا رفت.
«مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر منافق» از شعارهای اصلی بود که تشییع‌کنندگان در این مراسم سر دادند.
«بسیجیان علی دم به دم شهید شدند/ که هم کنایه شنیدند و هم شهید شدند»، این بیت را مداح اهل بیت(ع) که دوست شهید بود، در این مراسم خواند و با همین اشاره کوتاه، از مظلومیت شهدای بسیجی گفت.

روزی که شهید ظریف از انگشتر مورد علاقه‌اش گذشت

مصطفی سنجرانی، برادر شهید محمدرضا سنجرانی که به واسطه رفاقت بیش از ۲۰ ساله برادر شهیدش با شهید مهدی ظریف آشناست، در گفت‌وگو با طوس درباره این شهید مدافع امنیت گفت: به دلیل اینکه برادرم در آغوش شهید ظریف به شهادت رسیده بود، رابطه خانواده ما با آقا مهدی صمیمی‌تر شد.
او خاطرنشان کرد: شهید ظریف خیلی دغدغه‌مند بود و سعی می‌کرد هر کاری از دستش برمی‌آید، برای مردم و جامعه انجام دهد. در همین راستا در دفاع از امنیت و دفاع از حرم حضور فعال داشت.
سنجرانی درباره خاطره ماندگارش از شهید ظریف نیز بیان کرد: دو سه ماه پیش، روز تولدم با سالگرد شهادت برادرم همزمان شده بود و به همین خاطر برای تولدم سر مزار برادرم در بهشت رضا(ع) رفته بودیم. آنجا آقا مهدی را دیدم و از او کادوی تولد خواستم. شهید ظریف از من پرسید: «چه کادویی می‌خواهی؟» گفتم: «من انگشتر عقیق ندارم». یک انگشتر عقیق در دستش بود و از من پرسید: «یعنی این انگشتر را می‌خواهی؟» پاسخ دادم: «نمی‌دانم. هرچه کرمت است». گفت: «مصطفی می‌دانی که چند شهید این را از من خواستند؛ اما ندادم؟» گفتم: «اگر حساب من با بقیه شهدا یکی است که هیچی؛ اما اگر با آن‌ها فرق دارم، به من بده». نگاهی به من کرد و راضی شد انگشترش را به‌عنوان هدیه تولد به من بدهد. پس از آنکه انگشترش را گرفتم، گفتم «اگر تو شهید شوی، این انگشتر را از دستم در نمی‌آورم و همه ثوابی که به خاطر هیئت و زیارت با آن انجام می‌دهم، به روح تو می‌رسد». من به شوخی این حرف را زدم؛ اما او پاسخ داد: «همین برای من بس است».

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha